آخرین اخبار

برای فردایی بهتر

وقتی از آبادان میگی، اروند و بهمن‌شیر، ته‌لجنی و عینک رِیبَن، بریم و نخل‌های سربه فلک کشیده، تو ذهنت تداعی میشه. بازار امیری و شب‌های روشنی که تا سپیدی صبح خط و نشون نکشه، هیچ‌کس حاضر نیست به خونه‌اش برگرده. هشت سال جنگی که دشمن دور تا دور شهر رو گرفت، اما جرات نکرد وارد […]

اشتراک گذاری
۰۷ مهر ۱۴۰۲
191 بازدید
نویسنده : ابراهیم متین سیرت
کد مطلب : 2813

وقتی از آبادان میگی، اروند و بهمن‌شیر، ته‌لجنی و عینک رِیبَن، بریم و نخل‌های سربه فلک کشیده، تو ذهنت تداعی میشه. بازار امیری و شب‌های روشنی که تا سپیدی صبح خط و نشون نکشه، هیچ‌کس حاضر نیست به خونه‌اش برگرده. هشت سال جنگی که دشمن دور تا دور شهر رو گرفت، اما جرات نکرد وارد شهر بشه.
وسط سرزمین آفتاب سوزان، نگینی خودنشونی می‌کنه که از هر طرف بهش نگاه کنی، برقش نگاهت رو می‌گیری.

پالایشگاه آبادان نگین درخشان خلیج همیشه فارس

سفر یک‌روزه( ششم مهرماه ۱۴۰۲ )در کنار اصحاب رسانه خوزستان به سرزمین‌ اولین‌ها. مسیر جاده‌ی اهواز به آبادان، مقصد جوان صد و یازده‌ساله. جوانی که بیش از یک قرن در مسیر تولید سوخت کشور جانانه ایستادگی کرده و در اوج جنگ و بمباران، یک روز هم تولیدش متوقف نشد.
سال تولد؛ ۱۲۹۱! درست سه سال بعد از فوران اولین چاه نفت در مسجدسلیمان. کارشناسان وقت به این نتیجه رسیده بودن، با توجه به وجود روخانه‌های اروند و بهمن‌شیر و دسترسی شهر به آب‌های ‌آزاد و مجاورت با محل اولین چاه نفت، کار احداث اولین پالایشگاه کشور در آبادان آغاز و در اولین مرحله بهره‌برداری ۲۵۰۰ بشکه محصول روانه چرخه سوخت کشور شد.
در بهبوهه جنگ جهانی دوم و زمانی که کشور در اشغال نیروهای متفقین بود، توجهات به پالایشگاه بیشتر شد و برای تامین سوخت مورد نیاز هواپیماهای جنگنده، ظرفیت پالایشگاه افزایش یافت. مردم شهر به دیدن هر روز مشعل‌ها عادت کرده بودند و غروبا، مردم شهر به هوای دیدن غروب شط، اطراف پالایشگاه قدم می‌زدند.
انقلاب که شد، این شریان حیاتی جان دوباره‌ای به شهر داد. کم‌کم مستشاران خارجی از شهر رفتند و به خیال خودشان کارخانه تعطیل می‌شود و انگار که نه انگار صدای شهر بلند بود.
تا به خودمان آمدید و خواستیم طعم شیرین پیروزی و رهایی از رژیم پهلوی را بچشیم، جنگ شد و شبانه‌شب خاکمان مورد هجمه دشمن بعثی قرار گرفت. صدام گفته بود سه‌روزه خوزستان و یک هفته‌ای تهران را فتح می‌کند‌. آنقدر بر روی قدرت لشکر تا بُن دندان مسلحش حساب کرده که یادش رفته بود، زنان و مردانی از جنس غیرت مرزها را در دست دارند. غیورانی که قطره قطره خونشان را نثار، ذره‌ذره خاک میهن می‌کنند.
باور کنید در اوج جنگ، پالایشگاه آبادان تولید داشت. موشک و تیر و خمپاره از هر طرف که شلیک می‌شد، آنی تولید را مختل نمی‌کرد و مردمانی از جنس بلور پای کار ايستادند.
جنگ که تمام شد، همه رفتند و شهر ماند و خرابی‌ و دلتنگی‌های تمام‌نشدنی. از این جا به بعد را حکیم قیم مدیرعامل پالایشگاه آبادان روایت می‌کند: از پالایشگاه جز مشتی آهن‌پاره و زمین شخم‌خورده از تیر، موشک و خمپاره چیزی نمانده بود. شصت درصد از تجهیزات کاملا از بین رفته بود. در نگاه اول، بازسازی غیرممکن و شاید به صرفه نبود. اما ندا آمد، هرچه زودتر راه‌انداری شود. کمتر از هشت ماه از پایان جنگ، بازسازی با تکیه بر توان داخلی و دانش فنی متخصصان ایران‌زمین آغاز شد. باورتان می‌شود، اولین واحد با ظرفیت ۱۳۰ هزار بشکه به بهره‌برداری رسید. افتخار همین بس که در روزی که همگان به جمهوری اسلامی آری گفتند، در سال ۱۳۶۸ به دست توانمند رهبر فرزانه، پالایشگاه افتتاح شد. به همین مقدر بسنده نکردیم و ظرفیت تولید را به ۳۸۰ هزار بشکه در روز رساندیم.
داستان به همین‌جا ختم نمی‌شود و فاز سوم در دهه نود کلید خورد و برای اولین بار در جهان یک واحد پالایشگاهی با ظرفیت منحصر به فرد ۲۱۰ هزار بشکه از سوی متخصصان داخلی طراحی و ساخته شد. بیش از شصت‌ درصد تجهیزات در داخل کشور طراحی و ساخته شد. سنگین‌ترین تجهیز مورد نیاز فاز تکمیلی را به وزن ۳۵۰۰ تُن را جابجا و نصب شد. توانستیم بنزین با اُکتان بالا برای سوخت چرخ‌باد و پهباد را تولید کنیم و علاوه بر تامین نیاز داخل صادر کنیم.

می‌خواهیم ظرفیت را به ۴۵۰ هزار و در ادامه به ۶۴۰ هزار برسانیم‌.جلوگیری از بسته شدن چاه‌های نفت و تضمین ت تامین سوخت داخل مزایای اجرای طرح هستند.
افتخار می‌کنیم، نشان لیاقت را در میان ده پالایشگاه کشور از دست وزیر نفت دریافت کرده‌ایم.
قیم این را هم گفت که برای جلوگیری از سوخت مازاد LPG، طرحی را با موافقت وزارت نفت اجرا کردیم که با بازسازی اسکله اختصاصی و لایروبی اروند‌رود شرایط صادرات را فراهم آوردیم. البته با موافقت مجلس، درآمد حاصل از صادرات را برای پرداخت اقساط وام دریافتی بین‌المللی(فاینانس) هزینه کردیم. این طرح هم برای اولین بار اجرا شد‌.
هفده تجهیز مورد استفاده در صنعت نفت به نام پالایشگاه آبادان بومی‌سازی شد.

حرف‌های حکیم قیم تمام شد و سفر ما هم ساعات پایانی خود را می‌گذراند. عدالت و امیدآفرینی کلید‌واژه‌های حرفهای مدیرعامل بود. جنگ با اسحله تمام شد و جنگ اقتصادی ادامه دارد. دیگر دشمن آن سوی خاکریز نیست. هرکجا که فکر کنید، با هر لباسی و هر حیلتی در کمین است.

بدانیم و بمانیم و بسازیم. ایرانی آباد ر

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.