وقتی “صنعت” تاوان ناترازی گاز را میپردازند
با فرا رسیدن فصل سرد سال، بار دیگر زنگ خطر ناترازی انرژی در کشور به صدا درآمده است. این بار اما مسئله تنها محدود به قطعی برق تابستانی نیست؛ کمبود گاز بهعنوان مهمترین حامل انرژی، مستقیماً قلب تپنده صنعت کشور یعنی فولاد و معدن را هدف قرار داده است. صنعتی که بهگفته کارشناسان، در جهانی که فولادسازان برای عبور از کربنزدایی و افزایش بهرهوری رقابت میکنند، در ایران انرژی به خط مقدم بقای بنگاهها تبدیل شده است.
سهم اندک، فشار سنگین
آمارها نشان میدهد صنعت فولاد تنها حدود ۵ درصد از کل گاز کشور را مصرف میکند؛ رقمی معادل ۴۰ میلیون مترمکعب در روز. با این حال، در روزهای اوج زمستان که مصرف گاز بخش خانگی و تجاری به ۶۰۰ تا ۷۳۰ میلیون مترمکعب در روز میرسد و تا ۷۰ درصد کل گاز تحویلی به شبکه را میبلعد، نخستین قربانی محدودیتها همین صنعتی است که سهم اندکی از مصرف دارد اما ۳۱ درصد بودجه گاز کشور را تأمین میکند. این تناقض آشکار، حکایت از آن دارد که سیاست مدیریت بحران انرژی، بهجای اصلاح ساختار مصرف در بخشهای غیرمولد، همواره تولید را هدف قرار داده است.
توقف تولید، خسارت میلیاردی
محدودیتهای گازی در فصل سرما، در سالهای اخیر به الگویی تکراری و دردناک تبدیل شده است. در زمستان امسال، میزان محدودیت گاز برخی کارخانهها حتی به حدود ۸۰ درصد رسید؛ موضوعی که عملاً برخی واحدها را با تعطیلی کامل مواجه کرد. محدودیت بالای ۶۰ درصد به معنای تعطیلی واحد است و تولید آهن اسفنجی دیگر امکانپذیر نخواهد بود.
این محدودیتها تنها به فولاد محدود نمیشود. معادن زغالسنگ در حوزه طبس و البرز که به شبکه سراسری برق دسترسی ندارند، با کاهش ۴۰ درصدی سهمیه گازوئیل، در تأمین سوخت دیزلژنراتورهای خود با مشکل جدی مواجه شدهاند. این در حالی است که سیستم تهویه معادن باید ۲۴ ساعته فعال باشد و هرگونه اخلال در آن، جان کارگرانی که در عمق زمین فعالیت میکنند را به خطر میاندازد. در برخی معادن، سهمیه گاز از ۱۰ هزار مترمکعب به حدود ۲۰۰ مترمکعب کاهش یافته که فقط برای گرمایش فضا کفایت میکند و امکان روشن نگه داشتن کوره را از فعالان میگیرد.
زیان انباشته، ظرفیت خالی
آنچه بر شدت این بحران میافزاید، زیانهای انباشته سالهای گذشته است. در چهار سال اخیر، بیش از ۱۴ میلیارد دلار از ثروت ملی به دلیل قطع برق و گاز از بین رفته است؛ ۵.۵ میلیارد دلار فقط در سال ۱۴۰۳. صنعت فولاد ایران که در سال ۱۴۰۴ توانسته با رشد ۶.۲ درصدی به تولید ۳۲.۱ میلیون تن بازگردد، همچنان با ظرفیت اسمی ۵۵ میلیون تن فاصله دارد و دلیل اصلی این شکاف، کمبود انرژی و ضعف زیرساختهاست. به بیان دیگر، حدود نیمی از ظرفیت نصبشده کشور به دلیل نبود انرژی قابل استفاده نیست.
راهکارهایی که در حاشیه ماندهاند
هرچند وزارت صمت کارگروهی برای تأمین سوخت زمستانی فولاد و صنایع معدنی تشکیل داده و مقرر شده تعمیرات سالانه صنایع بزرگ به صورت دورهای در دوران توقف عملیاتی شود، اما تجربه سالهای گذشته نشان میدهد این تدابیر بیشتر جنبه مسکن دارند تا درمان. برخی شرکتها مانند فولاد مبارکه با اجرای طرح سوخت جایگزین و ذخیرهسازی آهن اسفنجی تلاش کردهاند تا حدی از شدت آسیب بکاهند، اما این اقدامات پراکنده نمیتواند جایگزین یک راهبرد ملی و پایدار در حوزه انرژی باشد.
راهکارهای اصولی روشن است: سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و نیروگاههای اختصاصی صنایع، اصلاح یارانههای انرژی، تنوعبخشی به سبد سوخت صنایع سنگین و توسعه زیرساخت ذخیرهسازی گاز. بدون تحقق این پیششرطها، هر استراتژی صنعتی حتی با وجود سرمایهگذاریهای کلان، در بستر واقعی اقتصاد ایران قادر به نفس کشیدن نخواهد بود. چرخ صنعت فولاد اگر نچرخد، هزاران شغل پاییندستی متوقف میشود و جایگاه ایران در بازارهای منطقهای بیش از پیش تضعیف خواهد شد.






