آخرین اخبار

فولاد، صادرات و سیاست‌گذاری‌هایی که به‌ موقع نمی‌رسند

 دیدار اخیر اصناف صنعتی و صادراتی با رئیس‌جمهور، اگر قرار باشد تنها به یک قاب خبری تقلیل پیدا نکند، باید از زاویه‌ای جدی‌تر خوانده شود؛ زاویه‌ای که در آن، سخنان امین ابراهیمی، مدیرعامل گروه فولاد خوزستان، نه صرفاً گلایه‌های صنفی، بلکه هشداری روشن درباره آینده یکی از مزیت‌های راهبردی اقتصاد ایران است.
اشتراک گذاری
۲۸ بهمن ۱۴۰۴
19 بازدید
کد مطلب : 17800

به گزارش معدن آنلاین؛ دیدار اخیر اصناف صنعتی و صادراتی با رئیس‌جمهور، اگر قرار باشد تنها به یک قاب خبری تقلیل پیدا نکند، باید از زاویه‌ای جدی‌تر خوانده شود؛ زاویه‌ای که در آن، سخنان امین ابراهیمی، مدیرعامل گروه فولاد خوزستان، نه صرفاً گلایه‌های صنفی، بلکه هشداری روشن درباره آینده یکی از مزیت‌های راهبردی اقتصاد ایران است.

فولاد ایران، و در صدر آن فولاد خوزستان، سال‌هاست بار ارزآوری، اشتغال و حفظ سهم ایران در بازار‌های جهانی را به دوش می‌کشد؛ اما امروز بیش از هر زمان دیگری، این مزیت ملی در معرض فرسایش تدریجی قرار گرفته است. فرسایشی که نه از کمبود تقاضای جهانی می‌آید و نه از ضعف توان تولید، بلکه محصول مستقیم سیاست‌گذاری‌های ناهماهنگ، ناپایدار و گاه ضدتوسعه است.

نخستین و شاید تعیین‌کننده‌ترین گلوگاه، بحران انرژی است؛ پاشنه آشیلی که در سال‌های اخیر عملاً به عامل اصلی کاهش تولید، بی‌اعتباری تعهدات صادراتی و افت بهره‌وری تبدیل شده است. ناترازی مزمن برق و گاز، قطعی‌های فصلی و افزایش بی‌ضابطه قیمت انرژی، فولاد را از یک صنعت پیشران به صنعتی در حالت تدافعی سوق داده است. وقتی کارخانه نمی‌داند ماه آینده برق دارد یا نه، صحبت از قرارداد بلندمدت صادراتی بیشتر شبیه شوخی تلخ است تا برنامه‌ریزی اقتصادی.

اما بحران فقط به انرژی ختم نمی‌شود. دستورالعمل‌های خلق‌الساعه صادراتی، که معمولاً درست در بزنگاه‌های حساس اعمال می‌شوند، نقش ترمز را برای صنعتی بازی کرده‌اند که باید با شتاب در بازار‌های جهانی حرکت کند. عوارض ناگهانی، ممنوعیت‌های مقطعی و تغییر مداوم قواعد بازی، نه‌تنها صادرکننده را تنبیه می‌کند، بلکه پیام روشنی به بازار‌های هدف می‌دهد: ایران شریک قابل پیش‌بینی نیست.

در کنار این دو، نظام ارزی چندنرخی و الزام بازگشت ارز با نرخ‌های غیرتعادلی، عملاً بخشی از صادرات را از صرفه اقتصادی خارج کرده است. نتیجه روشن است: یا صادرات کاهش می‌یابد، یا مسیر‌های غیرشفاف فعال می‌شوند.

همین‌جاست که پدیده مخرب کارت‌های بازرگانی یک‌بارمصرف (اجاره‌ای) رشد می‌کند؛ ابزاری که نه‌تنها ارز حاصل از صادرات را به چرخه رسمی اقتصاد بازنمی‌گرداند، بلکه اعتبار صادرکنندگان واقعی را نیز خدشه‌دار می‌کند. این یک هشدار جدی است: وقتی سیاست‌گذاری واقعیت اقتصاد را نادیده می‌گیرد، اقتصاد راه خود را ــ ولو پرهزینه و پرریسک ــ پیدا می‌کند.

به اینها باید ضعف لجستیک، هزینه بالای حمل‌ونقل، کمبود زیرساخت‌های صادرات‌محور، ریسک‌های حقوقی قرارداد‌های بین‌المللی و عقب‌ماندگی در توسعه محصولات با ارزش افزوده بالاتر را هم افزود.

فولاد ایران هنوز بیش از اندازه بر محصولات نیمه‌ساخته تکیه دارد؛ در حالی که رقبا با سرعت به سمت فولاد‌های آلیاژی، خاص و سبز حرکت کرده‌اند. نادیده گرفتن الزامات زیست‌محیطی و مقرراتی مانند CBAM، می‌تواند در آینده‌ای نه‌چندان دور، صادرات فولاد ایران را با محدودیت‌های جدی مواجه کند.

آن‌چه امین ابراهیمی در این نشست مطرح کرده، فهرستی از مشکلات پراکنده نیست؛ نقشه‌ای از گلوگاه‌های به‌هم‌پیوسته است. گلوگاه‌هایی که حل هرکدام بدون اصلاح دیگری، نتیجه‌ای پایدار نخواهد داشت. صادرات فولاد، نیازمند اصلاح هم‌زمان حکمرانی انرژی، ثبات مقررات، بازطراحی نظام ارزی، شفاف‌سازی تجارت خارجی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت و فناوری است.

هشدار اصلی، اما این‌جاست: اگر این اصلاحات به‌موقع انجام نشود، فولاد ایران از یک مزیت ملی و ارزآور، به فعالیتی پرریسک، کم‌صرفه و ناپایدار تبدیل خواهد شد. فولاد خوزستان امروز نه از سر منافع بنگاهی، بلکه از موضع مسئولیت ملی سخن می‌گوید. شنیدن این هشدار، دیگر انتخاب نیست؛ ضرورت است.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.